نوشته شده در 2 شهریور 1401، ساعت 17:18

مرور سیستماتیک علل رفتارهای پرخطر در نوجوانی

 

مرور سیستماتیک علل رفتارهای پرخطر در نوجوانی

نویسنده:خجسته شهریاری

چکیده

رفتارهاي تهديد کننده سلامت يکي از مهم¬ترين چالش¬هاي بهداشتي و رواني اجتماعي است که اکثر کشورهاي جهان به نوعي با آن درگير هستند و مشکلات گسترده و شديدي را بر جوامع تحميل مي¬نمايند. عليرغم تلاش بسياري که در دو دهه اخير در جهت افزايش آگاهي عمومي نسبت به آسيب و خطر رفتارهاي پرخطر صورت گرفته است، همچنان با افزايش روز افزون اين رفتارها بويژه در ميان جوانان و نوجوانان روبرو هستيم. از طرفی با توجه به اهمیت موضوع رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی، پژوهش­های زیادی نیز در این حیطه انجام شده است. بنابراین می­توان با ترکیب یافته­های گاه متناقض در حیطه موضوع پژوهش، به نتایج منسجم و هماهنگ و راهکار مناسب جهت حل این معضل اجتماعی دست یافت. در حقیقت با انجام یک پژوهش فراتحلیل می­توان متغیرها و زمینه­های بیشتری را در ارتباط با یک مسأله شناسایی نمود و یک الگوی جامع ارائه کرد. در پژوهش حاضر به بررسی مرور سیستماتیک علل رفتارهای پرخطر در نوجوانی پرداخته شده است

واژگان كليدي: مرور سیستماتیک، علل، رفتارهای پرخطر، نوجوانی

 

 

 

 

 

 

مقدمه

رفتارهاي تهديد کننده سلامت يکي از مهم­ترين چالش­هاي بهداشتي و رواني اجتماعي است که اکثر کشورهاي جهان به نوعي با آن درگير هستند و مشکلات گسترده و شديدي را بر جوامع تحميل مي­نمايند. عليرغم تلاش بسياري که در دو دهه اخير در جهت افزايش آگاهي عمومي نسبت به آسيب و خطر رفتارهاي پرخطر صورت گرفته است، همچنان با افزايش روز افزون اين رفتارها بويژه در ميان جوانان و نوجوانان روبرو هستيم (سليماني نيا، 1394).

سال‌های نوجوانی با طبیعت سرکش نوجوان، رفتار تکانشی، فشار همسالان، بی‌اعتنایی به قوانین و جدایی عاطفی از والدین مشخص می‌شود. حتی نوجوانان خانواده‌های سالم و خوشحال نیز در این سنین تغییرات زیادی پیدا می‌کنند (فلدهاوس و هینزمارتین، 2015). تجارب و پژوهش‌هاي باليني نشان مي‌دهد که تعداد بسيار زيادي از این نوجوانان داراي مشکلات يا آسيب‌هاي رواني آشکاري هستند (گودیار، کروداس، دان، هربرت و جونز، 2010). نوجوانان با مشکلات متعددی در این دوره مواجه می­شوند. به دلیل رشد سریع جسمی و تغییرات مشهود در اندام‌های بدن نوجوان در دوران بلوغ، بعضی از رفتارهای هیجانی و عدم کنترل او طبیعی است. مثلاٌ جلو آمدن سر نوجوان به دلیل بلندتر شدن گردنش و یا بزرگ شدن بینی و یا عدم کنترل در دست‌هایش برای جابجایی خصوصاً اشیا ظریف از طرفی و عدم آگاهی و آموزش صحیح او در مقابله با این مسائل از طرف دیگر او را ازنظر روحی تحت تأثیر قرار داده به‌طوری‌که در خود احساس بی‌کفایتی و حقارت می‌نماید که همین امر موجب اضطراب را در وی فراهم می‌آورد. با پیدایش نیازهای جدید در نوجوان و کشش به‌سوی ارضای نیازهای آنی و مقطعی، آینده را در ذهن نوجوان مبهم و دور از استرس تصور می‌نماید. همچنین دغدغه اقتصادی یکی از مهم‌ترین مشکلات نوجوانی است که فرد قبل از اینکه به بلوغ اقتصادی برسد به بلوغ جنسی رسیده است و از طرفی چون به دنبال استقلال و کسب هویت جدید برای خود نیز می‌باشد همیشه به فکر دستیابی زودتر به منابع اقتصادی است. نوجوانانی را که مدرسه و تحصیل را رها کرده و به دنبال شغل و کسب درآمد می‌باشند و این خصوصاً در جوامعی که ارزش‌های انسانی و معنوی جای خود را به ارزش‌های مادی داده و شخصیت افراد برحسب درآمد و پول آن‌ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرد بسیار مشهودتر است و دراین‌ارتباط اوضاع‌واحوال اقتصادی اجتماعی و بی‌ثباتی جامعه، جنگ، بیکاری، کمبود امکانات و فقر مالی خانواده از عوامل تشدیدکننده مشکلات محسوب می‌شوند. نوجوان بیشتر تحت تأثیر گروه همسالانش می‌باشد و والدین را مرتبط با نسل گذشته می‌داند که نیازها و خواسته‌های عصر حاضر او را درک نمی‌کنند لذا نوجوان خود را در این میان گیج احساس می‌کنند چون حاضر نیست که محبت والدین را از دست بدهد. در چنین مواقعی نوجوانان بعضاً همانند هنرپیشه‌ها نقش بازی می‌کنند تا از مقبولیت والدین و گروه همسالان، هر دو برخوردار شوند (پاتون[1] و همکاران، 2009؛ جوینز، 2005).

شیوع رفتارهای پرخطر یکی از مسائل جدی تهدیدکننده سلامت نوجوانان می­باشد. توجه به رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان و تلاش در جهت شناخت و پیشگیری آنها از اواخر دهه 1980 از ایالات متحده آغاز شد و گسترش روز افزونی در میان سایر جوامع داشته است.از سال 1991 ایالات متحده یک برنامه ملی مدرسه مدار تحت عنوان" سیستم نظارت بر رفتارهای پرخطر جوانان[1]"  را طراحی و به اجرا گذارده. که ارزیابی 9 مقوله از رفتارهای پرخطر در نوجوانان- شامل خشونت، خودکشی، بی ملاحظگی در رانندگی، مصرف دخانیات، الکل و مواد، رفتارهای پرخطر جنسی که احتمال ابتلاء به ایدز یا بیماری های مقاربتی را داشته باشند، رفتارهای تغذیه ای نا سالم و عدم انجام فعالیت های بدنی و ورزشی را در بر می گیرد.در ایران نیز مدتی است که توجه به رفتارهای پرخطر در نوجوانان و راه های مقابله با آنها آغاز شده است. دلایل رفتارهای خطرجویی متفاوت است از جمله انگیزه های هیجان­خواهی، ترس­های بی­کفایتی، نیاز به تحکیم هویت مردانه و انگیزه­های گروهی نظیر فشار همسالان. این رفتار ممکن است بازتاب تخیلات همه توانی برخی از نوجوانان نیز باشدکه خود را در مقابل صدمات وجراحات آسیب ناپذیر تصور می­کنند(پورافکاری ، 1383).

اسماعیل­زاده، اسدی، میری و کرامتکار (1393) شیوع مصرف قلیان در دانش­آموزان را 59 درصد، تجربه مصرف سیگار 32 درصد، تجربه مصرف مواد مخدر 7 درصد و تجربه مصرف الکل 16 درصد گزارش کرده­اند. در مطالعه­ای که بر روی سبک زندگی بزهکارانه نوجوانان انجام شد، نتایج نشان داد کسانی که دچار انحراف شده­اند و میزان ارتکاب آنها به اعمال انحرافی مثل مصرف سیگار، الکل و یا ماری­جوانا بسیار بیشتر است و الگوهای سالم سبک زندگی در زندگی آنان بسیار کم دیده می­شود. همچنین پژوهش خدادادی، نظری، احمدی، خانزاده و بهروزی (1393) میزان نظارت والدینی در دختران و میزان همنشینی با همسالان منحرف را در پسران بیشتر گزارش می­کند. رابینسون[2] و والش[3](1994)، پژوهشی تحت عنوان "عوامل شناختی مؤثر بر پرهیز در بین نوجوانان سوء مصرف کننده مواد" انجام دادند و گزارش کردند که، نوجوانانی که پیوسته از مواد اعتیادآور پرهیز نموده اند، راهکارهای مقابله‌ای بهتر و کاراتر و خودکفایی بیشتر نسبت به دیگران داشته‌اند. لوینسون[4]، گوتلیب[5] و سیلی[6](1995)، نیز در پژوهشی نداشتن مهارت‌های مقابله‌ای کافی را یک عامل خطر مهم در شروع مصرف مواد در نوجوانان دانسته اند. در بررسی کویرک[7] (1998)، نیز بیشتر مصرف کنندگان مواد، دارای شیوه‌های مقابله‌ای غیر انطباقی گزارش گردیده‌اند. مک کی[8]، هینسون و وال[9] (1998)، پژوهشی به منظور آزمایش شدت رابطه بین سبک‌های مقابله و انتظار پیامد مصرف الکل و مواد با توجه به رفتار مربوط به آن در جوانان انجام دادند.

به طور کلی از آنجا که میزان خطرپذیری نوجوانان نسبت به دیگر دوره­های سنی بیشتر است، گرایش بیشتری به رفتارهای پرخطر دارند که از جمله آنها می­توان به مصرف سیگار، قلیان، مواد مخدر و الکل اشاره نمود. بنابراین مرور ساختار یافته همه مستندات و ترکیب آنها می­تواند موجب به وجود آمدن تصویر کاملتری از ابعاد این مشکل در نوجوانان ایرانی گردد. فراتحلیل روشی است که داده­های پژوهش­های متعدد را که دارای هدف مشترکی هستند جمع­آوری و تجزیه و تحلیل می­کند تا یک تخمین قابل اعتمادی از میزان اثر بعضی مداخله­ها و یا مشاهده­ها درجامعه ارائه دهد.  بدیهی است در روشهای فراتحلیل با جمع آوری داده­های چند مطالعه، تعداد نمونه ها بیشتر و بنابراین دامنه تغییرات و احتمالات کمتر می­شود. در نتیجه اهمیت یافته­های آماری افزایش می­یابد؛. به همین دلیل در پژوهش حاضر برآنیم تا به مرور سیستماتیک علل رفتارهای پرخطر در نوجوانی بپردازیم.

پژوهشهای صورت گرفته

احمدی و همکاران (1391) تحقیقی تحت عنوان  بررسی میزان شیوع رفتارهای پرخطر و رابطه آن با ویژگی های جمعیت شناختی در بین نوجوانان دانشگاه علامه طباطبایی انجام داد،  از بین این افراد 6 نفر یعنی 9/0 درصد معتاد به اینترنت و 97 نفر یعنی 14.5 درصد کاربران در معرض خطر بودند. این نتیجه نشان می دهد که میزان شیوع رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان دانشگاه علامه طباطبائی نسبت به سایر آمارهای موجود در میزان حداقل است. به منظور بررسی رابطه رفتارهای پرخطر با جنس و تحصیلات از آزمون معناداری نسبت استفاده شد و مشاهده شد که شیوع رفتارهای پرخطر در بین دختران نسبت به پسران و نیز در بین نوجوانانی که در مقطع کارشناسی مشغولند، نسبت به نوجوانان کارشناسی ارشد بالاتر است.

دوستی ایرانی و همکاران (1396) تحقیقی تحت عنوان  بررسی شیوع رفتارهای پرخطر در نوجوانان و دانش‌آموختگان گروه‌های اپیدمیولوژی، علوم بالینی و علوم پایه در ایران: مطالعه مقطعی انجام داد،  در این مطالعه 131 نفر از گروه‌های تخصصی اپیدمیولوژی، علوم بالینی و علوم پایه شرکت کردند. میانگین سنی (انحراف معیار) شرکت‌کنندگان 1/36  سال بود. نسبت رفتارهای پرخطر خفیف و متوسط به ترتیب 83/61 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 26/70-53/40) و 95/26 درصد (فاصله اطمینان95 درصد: 56/33-35/18) بود. هیچ‌کدام از شرکت‌کنندگان از اعتیاد شدید به اینترنت رنج نمی‌برند.

سپاهی و نصرت ناهوکی (1395) تحقیقی تحت عنوان  بررسی رابطه ی رفتارهای پرخطر با موفقیت تحصیلی در دانش آموزان دبیرستانی انجام داد،  نتایج این مطالعه برروی ٢٨١ دانش آموز با میانگین سنی ١٧ سال انجام شد. ٥٨/٦% در پایه سوم متوسطه ؛ ٤١/٤% در پایه جهارم مشغول به تحصیل بودند. میانگین نمره رفتارهای پرخطر از ١٠٠ نمره ١٨/٨ بدست آمد. 37/ ٦% دانش آموزان رفتارهای پرخطر داشتند. 50/7 % دانش آموزان موفقیت تحصیلی نداشتند. بحث و نتیجه گیری نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر حاکی از آن است که بیشتر دانش آموزانی که رفتارهای پرخطر داشتند از موفقیت تحصیلی بر خوردار نبودند. بنابراین لازم است مدیران و والدین توجه ویژهای به موضوع داشته باشند.

سواری و منشداوی (1395) تحقیقی تحت عنوان  اثربخشی آموزش مهارت خودآگاهی در کاهش رفتارهای پرخطر، احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی انجام داد،  نتایج این تحقیق حاکی از آن بود که از طریق آموزش میتوان بسیاری از عادت های ناپسند( رفتارهای پرخطر و احساس تنهایی) را کم و عادت های مناسب ( خودکارآمدی) را تقویت کرد.

طیوری و همکاران (1393) تحقیقی تحت عنوان شیوع رفتارهای پرخطر و ارتباط آن با اضطراب، استرس و افسردگی در دانش‌آموزان متوسطه شهر بیرجند در سال ۱۳۹۳ انجام داد،  از نظر شیوع رفتارهای پرخطر، 8/73 درصد دانش‌آموزان، کاربر معمولی بودند و 5/20 درصد آنها رفتارهای پرخطر خفیف و 8/5‌ درصد، رفتارهای پرخطر شدید داشتند. یافته‌ها نشان داد که میانگین نمره اضطراب، استرس و افسردگی در دانش‌آموزان معتاد به اینترنت، به‌طور معنی‌داری از کاربران عادی بیشتر بود (001/0>P). نتیجه‌گیری: با توجه به شیوع قابل توجه رفتارهای پرخطر در دانش‌آموزان و ارتباط معنی‌دار آن با اضطراب، استرس و افسردگی، برنامه‌ریزی برای اقدامات مداخله‌ای در راستای پیشگیری از آسیب به نوجوانان که به‌طور روزافزونی با اینترنت سروکار دارند، ضروری به نظر می‌رسد.

 

شهبازی راد و میردریکوند (1393) تحقیقی تحت عنوان  رابطه رفتارهای پرخطر با افسردگی، سلامت روان و ویژگی های جمعیت شناختی نوجوانان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال 1393 انجام داد،  نتایج نشان داد که 52 درصد اعتیاد طبیعی، 37 درصد خفیف و 11 درصد از نوجوانان اعتیاد شدید داشتند.

عزیزی نژاد و همکاران (1393) تحقیقی تحت عنوان بررسی وضعیت رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان و رابطه آن با مؤلفه‌های شخصیتی و اضطراب انجام داد،  یافته‌ها حاکی از آن بود که میزان شیوع رفتارهای پرخطر در پسرها بیشتر از دخترها می‌باشد ( 005/0 P< )، بین رفتارهای پرخطر و اضطراب رابطه معنادار مثبت وجود دارد (01/0 P< )، همچنین افراد تیپ A نسبت به تیپ B بیشتر به اینترنت معتاد می‌شوند (005/0 P< ) و متغیرهای جنسیت، اضطراب و رشته تحصیلی می‌توانند رفتارهای پرخطر را به‌طور معناداری پیش‌بینی کنند.

سلیمانیان،گل پیچ و دررودی (1392)، در پژوهشی تحت عنوان مقایسه تاب آوری و رفتارهای پرخطر بر اساس ساختار انگیزشی در نوجوانان در بجنورد انجام گرفت. روش همبستگی از نوع علی مقایسه ای و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دبیرستانی شهر بجنورد با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه 41 ماده ای رفتارهای پرخطر، مقیاس کونور و دیویدسون و پرسشنامه اهداف فردی برای سنجش ساختار انگیزشی استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تا مستقل استفاده شد. در نتایج نشان داد تفاوت آماری معناداری در میانگین تاب آوری و رفتارهای پرخطر بر اساس ساختار انگیزشی وجود دارد.

کوهی و همکاران (1391) تحقیقی تحت عنوان  تاثیر سرمایه ی اجتماعی بر رفتارهای پرخطر در میان دانش‌آموزان مقطع متوسطه استان آذربایجان شرقی انجام داد، یافته های تحقیق نشان میدهد که میزان سرمایه اجتماعی و همچنین نرخ رفتارهای پرخطر در میان دانش‌آموزان بالاتر از حد متوسط بوده و نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که دو بعد اعتماد اجتماعی و شبکه ارتباطات اجتماعی از ابعاد سرمایه اجتماعی، بیش از 30 درصد تغییرات متغیر وابسته (رفتارهای پرخطر) در میان دانش‌آموزان را مورد تبیین قرار میدهد.

کیامرثی و آریاپوران (1394) تحقیقی تحت عنوان  شیوع رفتارهای پرخطر و رابطه ی آن با تعلل­ورزی و پرخاشگری در دانش آموزان انجام داد،  نتایج نشان داد که 4/72 درصد دانش آموزان سال اول دبیرستان شهرستان اردبیل بدون رفتارهای پرخطر، 4/23 درصد در معرض رفتارهای پرخطر و 2/4 درصد دارای رفتارهای پرخطر بوده اند.

روحانی و تاری (1390) تحقیقی تحت عنوان  بررسی میزان رفتارهای پرخطر و رابطه آن با انگیزه تحصیلی و رشد اجتماعی دانش‌آموزان دوره متوسطه استان مازندران انجام داد،  یافته‌ها حاکی است که، میزان رفتارهای پرخطر در دانش‌آموزان دختر و پسر متوسطه شهرها و روستاهای استان مازندران متفاوت نیست؛ بین میزان رفتارهای پرخطر و انگیزه تحصیلی دانش‌آموزان دختر و پسر مقاطع متوسطه شهرها و روستاهای استان مازندران رابطه معنی‌دار معکوس وجود دارد، بین میزان رفتارهای پرخطر و رشد اجتماعی در دانش‌آموزان دختر و پسر مقاطع متوسطه شهرها و روستاهای استان مازندران رابطه معنی‌داری به‌دست نیامد.

علوی و همکاران (1389) در پژوهشی به تعیین ارتباط میان رفتارهای پرخطر و علائم روان پزشکی  در نوجوانان دانشگاه های شهر اصفهان پرداخته اند.در این مطالعه مقطعی توصیفی تعداد 120 نفر از کاربران دانشجوی شهر اصفهان به روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند.ابزار گرداوری اطلاعات پرسش نامه چند بخشی شامل:پرسش نامه های اطلاعات دموگرافیک،پرسش نامه تشخیصی رفتارهای پرخطر یانگ[10]،پرسش نامه رفتارهای پرخطر یانگ[11]و پرسش نامه 90 سوالی علائم روانپزشکی[12] بود. نتایج نشان داد که مردان 8/1 برابر زنان  و مجردین در حدود 5/3 برابر متاهلین در معرض خطر رفتارهای پرخطر هستند.تفاوت معنی داری میان میانگین علائم روان پزشکی در تمامی خرده مقیاس ها در پرسش نامه S-CL-R و سه شاخص[13], GSI(شاخص شدت جهانی PSDI[14] (شاخص دیسترس علائم مثبت)، PST[15](آزمون علائم مثبت)،در دو گروه معتاد به اینترنت و کاربر عادی وجود داشت.هم چنین نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معنی داری بین نمرات علائم روان پزشکی(نظیر افسردگی،اضطراب،خود بیمار انگاری،وسواس،پرخاشگری،پارانویا،فوبیا و روان پریشی) و سه شاخص GSI,PSDI,PST با رفتارهای پرخطر وجود دارد.پژوهشگران براساس یافته های این تحقیق،لزوم اگاهی متخصصین بهداشت روان نسبت به مشکلات روانی ناشی از رفتارهای پرخطر  نظیراضطراب،افسردگی،پرخاشگری،نارضایتی شغلی و تحصیلی،فرهنگ سازی مناسب و اموزش صحیح در سطح جامعه و خانواده ها برای استفاده موثر و مناسب از اینترنت را مورد تاکید قرار می دهند.

قمری و همکاران[16] (2011) مطالعه ای را با هدف تعیین میزان رفتارهای پرخطر و عوامل موثر بر آن در میان نوجوانان دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام داده است.شیوع کلی رفتارهای پرخطر 8/10% و شیوع اعتیاد خفیف و شدید به اینترنت به ترتیب معادل 8  و 8/2 درصد بود. یافته ها حاکی از آن است که رفتارهای پرخطر با جنس،وضعیت تاهل،شغل پدر،میزان دانش درباره کامپیوتر واینترنت و ترم تحصیلی مرتبط است(p<0/05). اما با سطح تحصیلات والدین، محل اقامت، رشته، مقطع و دانشکده محل تحصیل مرتبط نیست (p>0/05). هم چنین میزان شناخت دانشجو از کامپیوتر و اینترنت،استفاده از اینترنت در مکان های خصوصی و تکرار استفاده مابین نوجوانان معتاد و نرمال تفاوت معنی داری داشت (p<0/05). آنالیز رگرسیون لجستیک نشان داد که سن کمتر از 20 سال،جنس مذکر،استفاده از چت روم ها،مهمترین عوامل پیش بینی کننده رفتارهای پرخطر در نوجوانان هستند. محقق،لزوم آموزش استفاده صحیح و معنی دار از اینترنت و تحقیقات گسترده تر در این خصوص را توصیه می کند.

تسای و همکاران[17] (2009) مطالعه ای را با هدف بررسی عوامل خطر رفتارهای پرخطر در 1360 دانشجوی سال اول دانشگاه ملی چنگ کونگ[18] تایوان انجام دادند.بر اساس تعریف نمرات ویرایش مقیاس چینی رفتارهای پرخطر،680 نفر از کل جمعیت مورد مطالعه نوجوانان سال اول (17.9٪) در گروه معتاد به اینترنت قرار گرفتند. با استفاده از آنالیز رگرسیون لجستیک، روابط مثبتی بین رفتارهای پرخطر و جنس مذکر،نمرات روان رنجوری و نمره پرسشنامه سلامت چینی مشخص گردید.علاوه بر این، نوجوانان سال اولی که وعده صبحانه را حذف می‌کردند و کسانی که از حمایت اجتماعی ضعیف‌تری برخوردار بودند نیز احتمال بیشتری برای رفتارهای پرخطر داشتند.رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان سال اول دانشگاه تایوانی شایع بود(9/17%).عوامل خطر عبارت بودند از: جنس مذکر، حذف صبحانه،فقدان حمایت اجتماعی و ویژگی‌های شخصیتی روان نژند.

نتیجه گیری:

عوامل زمینه ساز اعتیاد

اعتیاد یک بیماری زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی است عوامل متعددی در اتیولوژی سوء مصرف و اعتیاد موثر هستند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می شوند. عوامل مخاطره آمیز مصرف مواد شامل عوامل فردی، عوامل بین فردی و محیطی و عوامل اجتماعی است.

1- عوامل مخاطره آمیز فردی

دوره نوجوانی: خاطره آمیز ترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد دوره نوجوانی است. نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و کسب هویت فردی و اجتماعی است. در این دوره، میل به استقلال و مخالفت با والدین به اوج می رسد و نوجوان برای اثبات بلوغ و فردیت خود ارزشهای خانواده را زیر سوال می برد و سعی در ایجاد و تحلیل ارزشهای جدید خود دارد. مجموعه این عوامل، علاوه بر حس کنجکاوی و نیاز به تحرك، تنوع و هیجان، فرد را مستعد مصرف مواد می نماید.

ژنتیک: شواهد مختلفی از استعداد ارثی اعتیاد به الکل و مواد وجود دارد. تاثیر مستقیم عوامل ژنتیکی عمدتاً از طریق اثرات فارماکوکینتیک و فارکودینامیک مواد در بدن می باشد که تعیین کننده تاثیر ماده بر فرد است. برخی از عوامل مخاطره آمیز دیگر نیز تحت نفوذ عوامل ژنتیکی هستند مانند برخی اختلالهای شخصیتی و روانی و عملکرد نامناسب تحصیلی ناشی از اختلالهای یادگیری.

صفات شخصیتی: عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند. از این میان، برخی از صفات بیشتر پیش بینی کننده احتمال اعتیاد هستند و به طور کلی فردی را تصویر می کنند که با ارزشها یا ساختارهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و مذهب پیوندی ندارد و یا از عهده انطباق، کنترل یا ابراز احساسهای دردناکی مثل احساس گناه، خشم و اضطراب بر نمی آید. این صفات عبارتند از: عدم پذیرش ارزشهای سنتی و رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نیاز شدید، احساس فقدان کنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، فقدان مهارت در برابر پیشنهادهای خلاف دیگران، فقدان مهارتهای اجتماعی و انطباقی. از آنجا که اولین مصرف مواد، معمولاً از محیطهای اجتماعی شروع می شود هر قدر فرد قدرت تصمیم گیری و مهارت ارتباطی بیشتری داشته باشد، بهتر می تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت کند.

اختلالهای روانی: در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتیاد اختلالهای دیگر روانپزشکی نیز وجود دارد. شایع ترین تشخیصها عبارتند از: افسردگی اساسی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، فوبی، دیس تایمی، اختلال وسواسی- جبری، اختلال پانیک، مانیا، اسکیزوفرنی.

نگرش مثبت به مواد: افرادی که نگرشها و باورهای مثبت و یا خنثی به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از کسانی است که نگرشهای منفی دارند. این نگرشهای مثبت معمولاً عبارتند از: کسب بزرگی و تشخص، رفع دردهای جسمی و خستگی، کسب آرامش روانی، توانایی مصرف مواد بدون ابتلا به اعتیاد.

موقعیتهای مخاطره آمیز فردی: بعضی از نوجوانان و جوانان در موقعیتها یا شرایطی قرار دارند که آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار می دهد. مهمترین این موقعیتها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران کودکی و نوجوانی، ترك تحصیل، بی سرپرستی یا بی خانمانی، فرار از خانه، معلولیت جسمی، ابتلا به بیماریها یا دردهای مزمن. حوادثی مانند از دست دادن نزدیکان یا بلایای طبیعی ناگهانی نیز ممکن است منجر به واکنشهای حاد روانی شوند. در این حالت فرد برای کاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده می کند.

تاثیر مواد بر فرد: این متغیر وقتی وارد عمل می شود که ماده حداقل یک بار مصرف شده باشد. چگونگی تاثیر یک ماده بر فرد، تابع خواص ذاتی ماده مصرفی و تعامل آن با فرد و موقعیت فرد مصرف کننده است. تاثیر مواد بر فرد مصرف کننده، به میزان قابل توجهی، به مشخصات او بستگی دارد. این مشخصات عبارتند از: شرایط جسمی فرد، انتظار فرد از مواد، تجربیات قبلی تاثیر مواد و مواد دیگری که هم زمان مصرف شده اند. مواد مختلف نیز تاثیرهای متفاوتی بر وضعیت فیزیولوژیک و روانی فرد دارند، مثلاً: هروئین و کوکائین سرخوشی شدید، الکل آرامش و نیکوتین مختصری هشیاری و آرامش ایجاد می کند.

2- عوامل مخاطره آمیز بین فردی و محیطی

عوامل مربوط به خانواده: خانواده اولین مکان رشد شخصیت، باورها و الگوهای رفتاری فرد است. خانواده علاوه بر اینکه، محل حفظ و رشد افراد و کمک به حل استرس و پاتولوژی است، منبعی برای تنش، شکل و اختلال نیز می باشد. نا آگاهی والدین، ارتباط ضعیف والدین و کودك، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج یا آشفته و از هم گسیخته، احتمال ارتکاب به انواع بزهکاریها مانند سوء مصرف مواد را افزایش می دهد. همچنین والدینی که مصرف کننده مواد هستند باعث می شوند فرزندان با الگوبدا رری از رفتار آنان مصرف مواد را یک رفتار بهنجار تلقی و رفتار مشابهی پیشه کنند.

تاثیر دوستان: تقریباً در 60 درصد موارد، اولین مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ می دهد. ارتباط و دوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعد کننده قوی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد است. مصرف کنندگان مواد، برای گرفتن تایید رفتار خود از دوستان، سعی می کنند آنان را وادار به همراهی با خود به خصوص، در شروع مصرف سیگار و حشیش بسیار موثر هستند. بعضی از دوستیها، « همسالان » نمایند. گروه صرفاً حول محور مصرف مواد شکل می گیرد. نوجوانان به تعلق به یک گروه نیازمندند و اغلب پیوستن به گروههایی که مواد مصرف می کنند، بسیار آسان است. هر چند پیوند فرد با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم کمتر باشد، احتمال پیوند او با این قبیل گروهها بیشتر می شود.

عوامل مربوط به مدرسه: از آنجا که مدرسه بعد از خانواده، مهم ترین نهاد آموزشی و تربیتی است، می تواند از راههایی زیر زمینه ساز مصرف مواد در نوجوانان باشد: بی توجهی به مصرف مواد و فقدان محدودیت یا مقررات جدی منع مصرف در مدرسه، استرسهای شدید تحصیلی و محیطی، فقدان حمایت معلمان و مسئولان از نیازهای عاطفی و روانی به خصوص به هنگام بروز مشکلات و طرد شدن از طرف آنان.

عوامل مربوط به محل سکونت: عوامل متعددی در محیط مسکونی می تواند موجب گرایش افراد به مصرف مواد شود: فقدان ارزشهای مذهبی و اخلاقی، شیوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل کاذب، آشفتگی و ضعف همبستگی بین افراد محل و حاشیه نشینی از جمله این عوامل هستند.

3-  عوامل مخاطره آمیز اجتماعی

از جمله عوامل مخاطره آمیز اجتماعی می توان به،1) فقدان قوانین و مقررات جدی ضد مواد مخدر 2) بازار مواد 3) مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی4) کمبود فعالیتهای جایگزین 5) کمبود امکانات حمایتی، مشاوره ای و درمانی 6) توسعه صنعتی 7) محرومیت اجتماعیاقتصادی نام برد)ستاد مبارزه با موادمخدر، (1389

3)  عوامل مؤثردرادامه مصرف :

وقتی فردی، مصرف مواد را امتحان کرد، اکنون گاهگاهی وبه طور نامنظم مصرف کننده مواد است. او به غلط معتقد است که اراده وی مانع از اعتیاد وی می شود او قبلا به علت عدم رشد شخصیت به این دام افتاده است و درنتیجه به انکار و دروغ گویی می پردازد. بعضی افراد و عوامل محیطی که فرد را احاطه کرده اند ممکن است با عدم واکنش یاحتی همراهی با او باعث شوند که رفتارهای مصرف مواد و اعتیاد وی بیشتر تقویت شود.(رفیعی فر و همکاران، 1389).

4) عوامل مؤثردرتداوم مصرف:

به تدریج،  فردبه مصرف مواد وابسته می گردد.عواطف، علایق،  تجارب ونگرش های فرد به علت مصرف مواد تغییر می کند. درارتباط خود با دیگران دچارمشکل می شود و نمی تواند علت این مشکلات ومشکلات دیگرایجاد شده،  علت مصرف مواد راببیند.کماکان اعتیاد خود را انکار می کند و حتی به صورت هذیانی (باور غیر ممکن) معتقد است که توانایی کنترل مصرف خود رادارد.به دنبال آن دوستان خود را از دست می دهد و با خانواده اش دچار مشکلات زیادی می گردد، درکار و تحصیل ناموفق و احساس تنهایی و انزوا کرده و فشار عاطفی شدیدی را تحمل می کند در یک چرخه معیوب مجدداً برای حفظ دوستان جدید دوستان مصرف کننده مواد و فرار ازمشکلات ایجاد شده بیشتر در دام اعتیاد گرفتار شده و اصرار به باقی ماندن در این حالت را دارد.

فرد در دام اعتیاد گرفتارشده وازخانواده ودوستان قدیمی طرد شده است. درکاروتحصیل ناموفق بوده وهزینه های زیادی رابرای مصرف مواد صرف می کند. مصرف مواد باعث ایجاد بیماری دروی می گردد وشاید نیاز به بستری شدن در بیمارستان نیز پیدا کند. به علت مشکلات ناشی از مصرف مواد و هزینه های آن، دچار مشکلات قانونی می گردد و حتی زندان نیز دور از انتظار نیست، پیامد نهایی گرفتاری درچنین مسیری می تواند حتی به مرگ نیز بیانجامد (اسعدی و اسعدی، 1389).

علل گرایش نوجوانان و جوانان به مصرف سیگار

مجموعه­ای از عوامل خطر ساز در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی ومحیطی قرار دارند که احتمال مصرف دخانیات در بین جوانان را افزایش می دهد..

دلایل فردی: اعتماد به نفس پایین، روحیه سرکشی، کاهش ارتباط با اطرافیان، اطلاعات ناکافی و نادرست آثار مصرف دخانیات، داشتن نـــگرش مثبت به دخانیات (به ویژه بین دختران)،  داشتن نـگرش مثبت واحساس بی تفاوتی نسبت به دخانیات( به ویژه در پسران) احساس بزرگتر نشان دادن خود، نداشتن توانایی مقابله با فشار دوستان .

گروه همسالان: داشتن دوستان و همکلاسی های سیــــگاری،  فرد را مستعد سیــگاری شدن می کند.

علل خانوادگی: سیگاری بودن والدین، کاهش ارتباط با والدین، فرق گذاشتن والدین بین فرزندان (به خصوص دختران) سخت گیری بیش از حد والدین (پسران).

مدرسه: غیبت غیر موجه،  کاهش نمرات تحصیلی و برخورد نامناسب اولیای مدارس نوجوانان و جوانان را در معرض مصرف دخانیت قرار می دهد.

محیطی و اجتماعی:در دسترس بودن سیگار،  تبلیغات شرکتهای دخانیات،  قیمت پایین فروش دخانیات به جوانان و نوجوانان،  تبلیغات و آگهی های بازرگانی و ...

بلوغ: بلوغ و نوجوانی، صفاتی در آنها ظاهر می نماید که بر تصمیم گیری های صحیح آنان در رابطه با مصرف دخانیات تأثیر منفی می گذارد از جمله : فرایند جدایی از والدین و کسب آزادی تأثیرپذیری از گروه همسال ، کسب مهارت های بزرگسالان و .....(رفیعی فر و همکاران،1389).

 

 

منابع

آرمون، بهرام (1392). بررسی فراوانی اختلال اعتياد به اينترنت در دانشجويان مقطع کارشناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390. مجله علوم پزشکی رازی، 20(106)، 40-47.

احمدی، خدابخش و خدادادی، جواد (1395). مقایسه رفتارهای پرخطر در نوجوانان خانواده­های نظامی و غیرنظامی. مجله طب نظامی، 5(2)، 142-135.

اصلانی، خالد؛ امان‌الهی، عباس؛ ولدمومن، پری و تقی‌پور، منوچهر (1393). بررسی رابطه ساده و تعدیل‌گر ناامیدی و عملکرد خانواده با افکار خودکشی‌گرا در بین دانش‌آموزان پایه اول دبیرستان‌های اهواز. فصلنامه فرهنگ مشاوره و روان‌درمانی، 5(20)، 79-59.

اسماعیل­زاده، هاجر؛ اسدی، مسعود؛ میری، میرنادر و کرامتکار، مریم (1393). بررسی شیوع رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان شهر قزوین در سال­های 1390 و 1391.  مجله تخصصی اپیدمیولوژی ایران، 10 (3)، 82-75.

باریکانی، آمنه (1387). رفتارهای پرخطر در نوجوانان مدارس راهنمایی و دبیرستان­های شهر تهران. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، 14(2)، 198-192.

باقری، قادر؛ خرامین، شیرعلی و غفاریان، حمیدرضا (1389). شیوع استعمال سیگار و برخی عوامل مرتبط در استان کهکیلویه و بویر احمد. فصلنامه دنا، 3و 4، 71-63.

پيرزاده، آسيه. (1390). بررسی میزان رفتارهای پرخطر در نوجوانان دانشگاه پیام‌نور اصفهان واحد کهندژ. تحقیقات نظام سلامت، 7(5)، 580-587.

حسینی، سیدمهدی (1394). بررسی وضعیّت سالمت روان و ارتباط آن با رفتارهای پرخطر نوجوانان دانشگاه پیام نور واحد شهرستان چرام در سال3131. مجله دانشگاه علوم پزشکی سبزوار، 22(3)، 481-489.

حسینی‌بهشتیان، ‌سید‌محمد (1390). مقایسه وضعیت رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان دختر و پسر دانشگاه‌های دولتی شهر تهران. پژوهشنامه زنان، 4(2)، 23-42.

حسن­دوست، مریم (1392). شناسایی و الویت­بندی عوامل مؤثر در بروز رفتارهای پرخطر در دانش­آموزان پسر مقاطع متوسطه شهر خاش. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه سیستان و بلوچستان.

حق­دوست، علی­اکبر؛ امامی، مژگان؛ اسماعیلی، مریم؛ صابری­نیا، امین؛ قادری، محسن­نژاد و مهرالحسنی، محمدحسین (1393). بررسی وضعیت و علل مصرف مشروبات الکلی: مطالعه موردی همه­گیری مسمومیت مصرف الکل در رفسنجان: سال 1392. مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، 13(10)، 1006-991.

حاتمی، حسین؛ خداکریم، سهیلا؛ اقبالی، سهیلا؛ رجب­پور، مجتبی (1395). اثرات درمان نگهدارنده متادون و بویژه نورفین بر عملکردهای اجرایی معتادان تحت درمان. مجله کومش، 17(3)، 651-641.

جهانگیر، امیرحسین؛ مسجدی، عباس؛ مجتهدی، سیدحسن؛ نیکدل، نوشین؛ ایمانی، سعید و حبیبی، مجتبی (1395). مقایسه اثربخشی مبتنی بر ذهن­آگاهی با درمان نگهدارنده بر کاهش رفتارهای مخاطره­آمیز و خشم­های انفجاری در سوء مصرف­کنندگان مواد افیونی. مجله اصول بهداشت روانی، 18، 490-483.

خدایاری­فرد، محمد (1390). مسائل نوجوانان و جوانان. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.

دوستی ایرانی، امین، باقری امیری، فهیمه، خواجه کاظمی، راضیه و مصطفوی، احسان (1396). . بررسی شیوع رفتارهای پرخطر در نوجوانان و دانش‌آموختگان گروه‌های اپیدمیولوژی، علوم بالینی و علوم پایه در ایران: مطالعه مقطعی. مجله اپیدمیولوژی ایران، 13(1)، 14-21.

ذوالعدل، محمد (1392). شيوع اعتياد به اينترنت در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در سال 1392. هفتمين کنگره كشوري اپیدمیولوژی اجتماعی، اردیبهشت سال 1392.

سلیمانی، ربابه؛ مرادخانی، الهه و فرهی، حسن (1395). تأثیر آموزش بر هوش هیجانی و کیفیت زندگی افراد تحت درمان نگهدانده با متادون. مجله دانشگاه علوم پزشکی گیلان، 26(101)، 82-74.

عبيدي زادگان افسانه، مرادي عليرضا، و فرنام رابرت. (1387). بررسي كاركردهاي اجرايي در بيماران تحت درمان با متادون. تازه­هاي علوم شناختي، 10(3)، 81-75.

محمدی، لیلا؛ صالح­زاده، مریم و نصیریان، منصوره (1394). اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان در مردان تحت درمان متادون. مجله دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، 33(9)، 861-853.

مشهدی‌علیزاده، ‌زیبا و گل‌محمد‌نژاد‌بهرامی، ‌غلامرضا (1396). رابطه ویژگی های شخصیتی و هوش اجتماعی با میزان رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان دانشگاه آزاد تبریز. مطالعات روانشناسی و علوم تربیتی، 10(3)، 49-62.

مقصودی، ‌سوده و تندولی، ‌سمیرا (1394). اعتیاد اینترنتی و عوامل مؤثر بر آن در بین دانش‌آموزان دختر دبیرستان‌های شهر کرمان. راهبرد اجتماعی فرهنگی، 14(4)، 185-212.

نوری، رضا و صادقیان، نعیمه (1396). رفتارهای پرخطر و ارتباط آن با اضطراب، استرس، افسردگی و بی خوابی در نوجوانان پرستاری و مامایی. پژوهش های سلامت محور، 3(1)، ۵۱-۵۷. 

نجاتی، وحید (1394). اثر درمان نگهدانده متادون بر کارکردهای اجرایی مصرف­کنندگان مواد مخدر. فصلنامه اعتیادپژوهی سوء  مصرف مواد، 9(33)، 30-19.

لاله، محمود (1379).  اعتیاد: بیماري فردي فاجعه اجتماعی. تهران: تیمورزاده.

Berner N. D. & Collins J. L. (2004). Reliability of the youth risk behavior survey questionnaire. American Journal of Epidemiology, 14: 575-80.

Chavarria, J.; Allan, N.P.; Moltisanti, A.; & Taylor, J. (2015). The effects of Present Hedonistic Time Perspective and Past Negative Time Perspective on substance use consequences. Drug and Alcohol Dependence, 152, 39–46.

Coderre, E., Conklin, K., & Heuven, W.J.B. (2011). Electrophysiological measures of conflict detection and resolution in the Stroop task. Brain Research, 1413, 51-59

Feldhaus, M., & Heintz-Martin, V. (2015). Long-term effects of parental separation: Impacts of parental separation during childhood on the timing and the risk of cohabitation, marriage, and divorce in adulthood. Advances in Life Course Research, 26, 22-31.

Goodyer, I. M., Croudace, T., Dunn, V., Herbert, J., & Jones, P. B. (2010). Cohort profile: risk patterns and processes for psychopathology emerging during adolescence: the ROOTS project. International journal of epidemiology, 39(2), 361-369.

Henson, J.M.; Carey, M.P. (2006). Associations among health behaviors and time perspective in young adults: model testing with boot-strapping replication. Journal of Behavior Medicine, 29, 127–37.

 

 

[1] Youth Risk Behavior Surveillance System (YRBSS)

[2] Robinson

[3] Walsh

[4] Lowinson

[5] Gotlib

[6] Seeley

[7] Quirk

[8] Mc kee

[9] Hinson & Wall

[10] Young Diagnostic Questionnaire

[11] Internet Addiction Test

[12]- Symptom Checklist-90-Revision: )S-CL-90-R(

[13]-Global Severity Index

[14] -Positive Symptom Distress Index

[15] -Positive Symptom Test

[16] - Ghamari et al

[17] - Tsai et al

[18]-  Cheng Kung

مرور سیستماتیک علل رفتارهای پرخطر در نوجوانی

ویراستار مدرسه
2 شهریور 1401، ساعت 17:18۲۰ دقیقه مطالعه

 

مرور سیستماتیک علل رفتارهای پرخطر در نوجوانی

نویسنده:خجسته شهریاری

چکیده

رفتارهاي تهديد کننده سلامت يکي از مهم¬ترين چالش¬هاي بهداشتي و رواني اجتماعي است که اکثر کشورهاي جهان به نوعي با آن درگير هستند و مشکلات گسترده و شديدي را بر جوامع تحميل مي¬نمايند. عليرغم تلاش بسياري که در دو دهه اخير در جهت افزايش آگاهي عمومي نسبت به آسيب و خطر رفتارهاي پرخطر صورت گرفته است، همچنان با افزايش روز افزون اين رفتارها بويژه در ميان جوانان و نوجوانان روبرو هستيم. از طرفی با توجه به اهمیت موضوع رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی، پژوهش­های زیادی نیز در این حیطه انجام شده است. بنابراین می­توان با ترکیب یافته­های گاه متناقض در حیطه موضوع پژوهش، به نتایج منسجم و هماهنگ و راهکار مناسب جهت حل این معضل اجتماعی دست یافت. در حقیقت با انجام یک پژوهش فراتحلیل می­توان متغیرها و زمینه­های بیشتری را در ارتباط با یک مسأله شناسایی نمود و یک الگوی جامع ارائه کرد. در پژوهش حاضر به بررسی مرور سیستماتیک علل رفتارهای پرخطر در نوجوانی پرداخته شده است

واژگان كليدي: مرور سیستماتیک، علل، رفتارهای پرخطر، نوجوانی

 

 

 

 

 

 

مقدمه

رفتارهاي تهديد کننده سلامت يکي از مهم­ترين چالش­هاي بهداشتي و رواني اجتماعي است که اکثر کشورهاي جهان به نوعي با آن درگير هستند و مشکلات گسترده و شديدي را بر جوامع تحميل مي­نمايند. عليرغم تلاش بسياري که در دو دهه اخير در جهت افزايش آگاهي عمومي نسبت به آسيب و خطر رفتارهاي پرخطر صورت گرفته است، همچنان با افزايش روز افزون اين رفتارها بويژه در ميان جوانان و نوجوانان روبرو هستيم (سليماني نيا، 1394).

سال‌های نوجوانی با طبیعت سرکش نوجوان، رفتار تکانشی، فشار همسالان، بی‌اعتنایی به قوانین و جدایی عاطفی از والدین مشخص می‌شود. حتی نوجوانان خانواده‌های سالم و خوشحال نیز در این سنین تغییرات زیادی پیدا می‌کنند (فلدهاوس و هینزمارتین، 2015). تجارب و پژوهش‌هاي باليني نشان مي‌دهد که تعداد بسيار زيادي از این نوجوانان داراي مشکلات يا آسيب‌هاي رواني آشکاري هستند (گودیار، کروداس، دان، هربرت و جونز، 2010). نوجوانان با مشکلات متعددی در این دوره مواجه می­شوند. به دلیل رشد سریع جسمی و تغییرات مشهود در اندام‌های بدن نوجوان در دوران بلوغ، بعضی از رفتارهای هیجانی و عدم کنترل او طبیعی است. مثلاٌ جلو آمدن سر نوجوان به دلیل بلندتر شدن گردنش و یا بزرگ شدن بینی و یا عدم کنترل در دست‌هایش برای جابجایی خصوصاً اشیا ظریف از طرفی و عدم آگاهی و آموزش صحیح او در مقابله با این مسائل از طرف دیگر او را ازنظر روحی تحت تأثیر قرار داده به‌طوری‌که در خود احساس بی‌کفایتی و حقارت می‌نماید که همین امر موجب اضطراب را در وی فراهم می‌آورد. با پیدایش نیازهای جدید در نوجوان و کشش به‌سوی ارضای نیازهای آنی و مقطعی، آینده را در ذهن نوجوان مبهم و دور از استرس تصور می‌نماید. همچنین دغدغه اقتصادی یکی از مهم‌ترین مشکلات نوجوانی است که فرد قبل از اینکه به بلوغ اقتصادی برسد به بلوغ جنسی رسیده است و از طرفی چون به دنبال استقلال و کسب هویت جدید برای خود نیز می‌باشد همیشه به فکر دستیابی زودتر به منابع اقتصادی است. نوجوانانی را که مدرسه و تحصیل را رها کرده و به دنبال شغل و کسب درآمد می‌باشند و این خصوصاً در جوامعی که ارزش‌های انسانی و معنوی جای خود را به ارزش‌های مادی داده و شخصیت افراد برحسب درآمد و پول آن‌ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرد بسیار مشهودتر است و دراین‌ارتباط اوضاع‌واحوال اقتصادی اجتماعی و بی‌ثباتی جامعه، جنگ، بیکاری، کمبود امکانات و فقر مالی خانواده از عوامل تشدیدکننده مشکلات محسوب می‌شوند. نوجوان بیشتر تحت تأثیر گروه همسالانش می‌باشد و والدین را مرتبط با نسل گذشته می‌داند که نیازها و خواسته‌های عصر حاضر او را درک نمی‌کنند لذا نوجوان خود را در این میان گیج احساس می‌کنند چون حاضر نیست که محبت والدین را از دست بدهد. در چنین مواقعی نوجوانان بعضاً همانند هنرپیشه‌ها نقش بازی می‌کنند تا از مقبولیت والدین و گروه همسالان، هر دو برخوردار شوند (پاتون[1] و همکاران، 2009؛ جوینز، 2005).

شیوع رفتارهای پرخطر یکی از مسائل جدی تهدیدکننده سلامت نوجوانان می­باشد. توجه به رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان و تلاش در جهت شناخت و پیشگیری آنها از اواخر دهه 1980 از ایالات متحده آغاز شد و گسترش روز افزونی در میان سایر جوامع داشته است.از سال 1991 ایالات متحده یک برنامه ملی مدرسه مدار تحت عنوان" سیستم نظارت بر رفتارهای پرخطر جوانان[1]"  را طراحی و به اجرا گذارده. که ارزیابی 9 مقوله از رفتارهای پرخطر در نوجوانان- شامل خشونت، خودکشی، بی ملاحظگی در رانندگی، مصرف دخانیات، الکل و مواد، رفتارهای پرخطر جنسی که احتمال ابتلاء به ایدز یا بیماری های مقاربتی را داشته باشند، رفتارهای تغذیه ای نا سالم و عدم انجام فعالیت های بدنی و ورزشی را در بر می گیرد.در ایران نیز مدتی است که توجه به رفتارهای پرخطر در نوجوانان و راه های مقابله با آنها آغاز شده است. دلایل رفتارهای خطرجویی متفاوت است از جمله انگیزه های هیجان­خواهی، ترس­های بی­کفایتی، نیاز به تحکیم هویت مردانه و انگیزه­های گروهی نظیر فشار همسالان. این رفتار ممکن است بازتاب تخیلات همه توانی برخی از نوجوانان نیز باشدکه خود را در مقابل صدمات وجراحات آسیب ناپذیر تصور می­کنند(پورافکاری ، 1383).

اسماعیل­زاده، اسدی، میری و کرامتکار (1393) شیوع مصرف قلیان در دانش­آموزان را 59 درصد، تجربه مصرف سیگار 32 درصد، تجربه مصرف مواد مخدر 7 درصد و تجربه مصرف الکل 16 درصد گزارش کرده­اند. در مطالعه­ای که بر روی سبک زندگی بزهکارانه نوجوانان انجام شد، نتایج نشان داد کسانی که دچار انحراف شده­اند و میزان ارتکاب آنها به اعمال انحرافی مثل مصرف سیگار، الکل و یا ماری­جوانا بسیار بیشتر است و الگوهای سالم سبک زندگی در زندگی آنان بسیار کم دیده می­شود. همچنین پژوهش خدادادی، نظری، احمدی، خانزاده و بهروزی (1393) میزان نظارت والدینی در دختران و میزان همنشینی با همسالان منحرف را در پسران بیشتر گزارش می­کند. رابینسون[2] و والش[3](1994)، پژوهشی تحت عنوان "عوامل شناختی مؤثر بر پرهیز در بین نوجوانان سوء مصرف کننده مواد" انجام دادند و گزارش کردند که، نوجوانانی که پیوسته از مواد اعتیادآور پرهیز نموده اند، راهکارهای مقابله‌ای بهتر و کاراتر و خودکفایی بیشتر نسبت به دیگران داشته‌اند. لوینسون[4]، گوتلیب[5] و سیلی[6](1995)، نیز در پژوهشی نداشتن مهارت‌های مقابله‌ای کافی را یک عامل خطر مهم در شروع مصرف مواد در نوجوانان دانسته اند. در بررسی کویرک[7] (1998)، نیز بیشتر مصرف کنندگان مواد، دارای شیوه‌های مقابله‌ای غیر انطباقی گزارش گردیده‌اند. مک کی[8]، هینسون و وال[9] (1998)، پژوهشی به منظور آزمایش شدت رابطه بین سبک‌های مقابله و انتظار پیامد مصرف الکل و مواد با توجه به رفتار مربوط به آن در جوانان انجام دادند.

به طور کلی از آنجا که میزان خطرپذیری نوجوانان نسبت به دیگر دوره­های سنی بیشتر است، گرایش بیشتری به رفتارهای پرخطر دارند که از جمله آنها می­توان به مصرف سیگار، قلیان، مواد مخدر و الکل اشاره نمود. بنابراین مرور ساختار یافته همه مستندات و ترکیب آنها می­تواند موجب به وجود آمدن تصویر کاملتری از ابعاد این مشکل در نوجوانان ایرانی گردد. فراتحلیل روشی است که داده­های پژوهش­های متعدد را که دارای هدف مشترکی هستند جمع­آوری و تجزیه و تحلیل می­کند تا یک تخمین قابل اعتمادی از میزان اثر بعضی مداخله­ها و یا مشاهده­ها درجامعه ارائه دهد.  بدیهی است در روشهای فراتحلیل با جمع آوری داده­های چند مطالعه، تعداد نمونه ها بیشتر و بنابراین دامنه تغییرات و احتمالات کمتر می­شود. در نتیجه اهمیت یافته­های آماری افزایش می­یابد؛. به همین دلیل در پژوهش حاضر برآنیم تا به مرور سیستماتیک علل رفتارهای پرخطر در نوجوانی بپردازیم.

پژوهشهای صورت گرفته

احمدی و همکاران (1391) تحقیقی تحت عنوان  بررسی میزان شیوع رفتارهای پرخطر و رابطه آن با ویژگی های جمعیت شناختی در بین نوجوانان دانشگاه علامه طباطبایی انجام داد،  از بین این افراد 6 نفر یعنی 9/0 درصد معتاد به اینترنت و 97 نفر یعنی 14.5 درصد کاربران در معرض خطر بودند. این نتیجه نشان می دهد که میزان شیوع رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان دانشگاه علامه طباطبائی نسبت به سایر آمارهای موجود در میزان حداقل است. به منظور بررسی رابطه رفتارهای پرخطر با جنس و تحصیلات از آزمون معناداری نسبت استفاده شد و مشاهده شد که شیوع رفتارهای پرخطر در بین دختران نسبت به پسران و نیز در بین نوجوانانی که در مقطع کارشناسی مشغولند، نسبت به نوجوانان کارشناسی ارشد بالاتر است.

دوستی ایرانی و همکاران (1396) تحقیقی تحت عنوان  بررسی شیوع رفتارهای پرخطر در نوجوانان و دانش‌آموختگان گروه‌های اپیدمیولوژی، علوم بالینی و علوم پایه در ایران: مطالعه مقطعی انجام داد،  در این مطالعه 131 نفر از گروه‌های تخصصی اپیدمیولوژی، علوم بالینی و علوم پایه شرکت کردند. میانگین سنی (انحراف معیار) شرکت‌کنندگان 1/36  سال بود. نسبت رفتارهای پرخطر خفیف و متوسط به ترتیب 83/61 درصد (فاصله اطمینان 95 درصد: 26/70-53/40) و 95/26 درصد (فاصله اطمینان95 درصد: 56/33-35/18) بود. هیچ‌کدام از شرکت‌کنندگان از اعتیاد شدید به اینترنت رنج نمی‌برند.

سپاهی و نصرت ناهوکی (1395) تحقیقی تحت عنوان  بررسی رابطه ی رفتارهای پرخطر با موفقیت تحصیلی در دانش آموزان دبیرستانی انجام داد،  نتایج این مطالعه برروی ٢٨١ دانش آموز با میانگین سنی ١٧ سال انجام شد. ٥٨/٦% در پایه سوم متوسطه ؛ ٤١/٤% در پایه جهارم مشغول به تحصیل بودند. میانگین نمره رفتارهای پرخطر از ١٠٠ نمره ١٨/٨ بدست آمد. 37/ ٦% دانش آموزان رفتارهای پرخطر داشتند. 50/7 % دانش آموزان موفقیت تحصیلی نداشتند. بحث و نتیجه گیری نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر حاکی از آن است که بیشتر دانش آموزانی که رفتارهای پرخطر داشتند از موفقیت تحصیلی بر خوردار نبودند. بنابراین لازم است مدیران و والدین توجه ویژهای به موضوع داشته باشند.

سواری و منشداوی (1395) تحقیقی تحت عنوان  اثربخشی آموزش مهارت خودآگاهی در کاهش رفتارهای پرخطر، احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی انجام داد،  نتایج این تحقیق حاکی از آن بود که از طریق آموزش میتوان بسیاری از عادت های ناپسند( رفتارهای پرخطر و احساس تنهایی) را کم و عادت های مناسب ( خودکارآمدی) را تقویت کرد.

طیوری و همکاران (1393) تحقیقی تحت عنوان شیوع رفتارهای پرخطر و ارتباط آن با اضطراب، استرس و افسردگی در دانش‌آموزان متوسطه شهر بیرجند در سال ۱۳۹۳ انجام داد،  از نظر شیوع رفتارهای پرخطر، 8/73 درصد دانش‌آموزان، کاربر معمولی بودند و 5/20 درصد آنها رفتارهای پرخطر خفیف و 8/5‌ درصد، رفتارهای پرخطر شدید داشتند. یافته‌ها نشان داد که میانگین نمره اضطراب، استرس و افسردگی در دانش‌آموزان معتاد به اینترنت، به‌طور معنی‌داری از کاربران عادی بیشتر بود (001/0>P). نتیجه‌گیری: با توجه به شیوع قابل توجه رفتارهای پرخطر در دانش‌آموزان و ارتباط معنی‌دار آن با اضطراب، استرس و افسردگی، برنامه‌ریزی برای اقدامات مداخله‌ای در راستای پیشگیری از آسیب به نوجوانان که به‌طور روزافزونی با اینترنت سروکار دارند، ضروری به نظر می‌رسد.

 

شهبازی راد و میردریکوند (1393) تحقیقی تحت عنوان  رابطه رفتارهای پرخطر با افسردگی، سلامت روان و ویژگی های جمعیت شناختی نوجوانان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال 1393 انجام داد،  نتایج نشان داد که 52 درصد اعتیاد طبیعی، 37 درصد خفیف و 11 درصد از نوجوانان اعتیاد شدید داشتند.

عزیزی نژاد و همکاران (1393) تحقیقی تحت عنوان بررسی وضعیت رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان و رابطه آن با مؤلفه‌های شخصیتی و اضطراب انجام داد،  یافته‌ها حاکی از آن بود که میزان شیوع رفتارهای پرخطر در پسرها بیشتر از دخترها می‌باشد ( 005/0 P< )، بین رفتارهای پرخطر و اضطراب رابطه معنادار مثبت وجود دارد (01/0 P< )، همچنین افراد تیپ A نسبت به تیپ B بیشتر به اینترنت معتاد می‌شوند (005/0 P< ) و متغیرهای جنسیت، اضطراب و رشته تحصیلی می‌توانند رفتارهای پرخطر را به‌طور معناداری پیش‌بینی کنند.

سلیمانیان،گل پیچ و دررودی (1392)، در پژوهشی تحت عنوان مقایسه تاب آوری و رفتارهای پرخطر بر اساس ساختار انگیزشی در نوجوانان در بجنورد انجام گرفت. روش همبستگی از نوع علی مقایسه ای و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دبیرستانی شهر بجنورد با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه 41 ماده ای رفتارهای پرخطر، مقیاس کونور و دیویدسون و پرسشنامه اهداف فردی برای سنجش ساختار انگیزشی استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تا مستقل استفاده شد. در نتایج نشان داد تفاوت آماری معناداری در میانگین تاب آوری و رفتارهای پرخطر بر اساس ساختار انگیزشی وجود دارد.

کوهی و همکاران (1391) تحقیقی تحت عنوان  تاثیر سرمایه ی اجتماعی بر رفتارهای پرخطر در میان دانش‌آموزان مقطع متوسطه استان آذربایجان شرقی انجام داد، یافته های تحقیق نشان میدهد که میزان سرمایه اجتماعی و همچنین نرخ رفتارهای پرخطر در میان دانش‌آموزان بالاتر از حد متوسط بوده و نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که دو بعد اعتماد اجتماعی و شبکه ارتباطات اجتماعی از ابعاد سرمایه اجتماعی، بیش از 30 درصد تغییرات متغیر وابسته (رفتارهای پرخطر) در میان دانش‌آموزان را مورد تبیین قرار میدهد.

کیامرثی و آریاپوران (1394) تحقیقی تحت عنوان  شیوع رفتارهای پرخطر و رابطه ی آن با تعلل­ورزی و پرخاشگری در دانش آموزان انجام داد،  نتایج نشان داد که 4/72 درصد دانش آموزان سال اول دبیرستان شهرستان اردبیل بدون رفتارهای پرخطر، 4/23 درصد در معرض رفتارهای پرخطر و 2/4 درصد دارای رفتارهای پرخطر بوده اند.

روحانی و تاری (1390) تحقیقی تحت عنوان  بررسی میزان رفتارهای پرخطر و رابطه آن با انگیزه تحصیلی و رشد اجتماعی دانش‌آموزان دوره متوسطه استان مازندران انجام داد،  یافته‌ها حاکی است که، میزان رفتارهای پرخطر در دانش‌آموزان دختر و پسر متوسطه شهرها و روستاهای استان مازندران متفاوت نیست؛ بین میزان رفتارهای پرخطر و انگیزه تحصیلی دانش‌آموزان دختر و پسر مقاطع متوسطه شهرها و روستاهای استان مازندران رابطه معنی‌دار معکوس وجود دارد، بین میزان رفتارهای پرخطر و رشد اجتماعی در دانش‌آموزان دختر و پسر مقاطع متوسطه شهرها و روستاهای استان مازندران رابطه معنی‌داری به‌دست نیامد.

علوی و همکاران (1389) در پژوهشی به تعیین ارتباط میان رفتارهای پرخطر و علائم روان پزشکی  در نوجوانان دانشگاه های شهر اصفهان پرداخته اند.در این مطالعه مقطعی توصیفی تعداد 120 نفر از کاربران دانشجوی شهر اصفهان به روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند.ابزار گرداوری اطلاعات پرسش نامه چند بخشی شامل:پرسش نامه های اطلاعات دموگرافیک،پرسش نامه تشخیصی رفتارهای پرخطر یانگ[10]،پرسش نامه رفتارهای پرخطر یانگ[11]و پرسش نامه 90 سوالی علائم روانپزشکی[12] بود. نتایج نشان داد که مردان 8/1 برابر زنان  و مجردین در حدود 5/3 برابر متاهلین در معرض خطر رفتارهای پرخطر هستند.تفاوت معنی داری میان میانگین علائم روان پزشکی در تمامی خرده مقیاس ها در پرسش نامه S-CL-R و سه شاخص[13], GSI(شاخص شدت جهانی PSDI[14] (شاخص دیسترس علائم مثبت)، PST[15](آزمون علائم مثبت)،در دو گروه معتاد به اینترنت و کاربر عادی وجود داشت.هم چنین نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معنی داری بین نمرات علائم روان پزشکی(نظیر افسردگی،اضطراب،خود بیمار انگاری،وسواس،پرخاشگری،پارانویا،فوبیا و روان پریشی) و سه شاخص GSI,PSDI,PST با رفتارهای پرخطر وجود دارد.پژوهشگران براساس یافته های این تحقیق،لزوم اگاهی متخصصین بهداشت روان نسبت به مشکلات روانی ناشی از رفتارهای پرخطر  نظیراضطراب،افسردگی،پرخاشگری،نارضایتی شغلی و تحصیلی،فرهنگ سازی مناسب و اموزش صحیح در سطح جامعه و خانواده ها برای استفاده موثر و مناسب از اینترنت را مورد تاکید قرار می دهند.

قمری و همکاران[16] (2011) مطالعه ای را با هدف تعیین میزان رفتارهای پرخطر و عوامل موثر بر آن در میان نوجوانان دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام داده است.شیوع کلی رفتارهای پرخطر 8/10% و شیوع اعتیاد خفیف و شدید به اینترنت به ترتیب معادل 8  و 8/2 درصد بود. یافته ها حاکی از آن است که رفتارهای پرخطر با جنس،وضعیت تاهل،شغل پدر،میزان دانش درباره کامپیوتر واینترنت و ترم تحصیلی مرتبط است(p<0/05). اما با سطح تحصیلات والدین، محل اقامت، رشته، مقطع و دانشکده محل تحصیل مرتبط نیست (p>0/05). هم چنین میزان شناخت دانشجو از کامپیوتر و اینترنت،استفاده از اینترنت در مکان های خصوصی و تکرار استفاده مابین نوجوانان معتاد و نرمال تفاوت معنی داری داشت (p<0/05). آنالیز رگرسیون لجستیک نشان داد که سن کمتر از 20 سال،جنس مذکر،استفاده از چت روم ها،مهمترین عوامل پیش بینی کننده رفتارهای پرخطر در نوجوانان هستند. محقق،لزوم آموزش استفاده صحیح و معنی دار از اینترنت و تحقیقات گسترده تر در این خصوص را توصیه می کند.

تسای و همکاران[17] (2009) مطالعه ای را با هدف بررسی عوامل خطر رفتارهای پرخطر در 1360 دانشجوی سال اول دانشگاه ملی چنگ کونگ[18] تایوان انجام دادند.بر اساس تعریف نمرات ویرایش مقیاس چینی رفتارهای پرخطر،680 نفر از کل جمعیت مورد مطالعه نوجوانان سال اول (17.9٪) در گروه معتاد به اینترنت قرار گرفتند. با استفاده از آنالیز رگرسیون لجستیک، روابط مثبتی بین رفتارهای پرخطر و جنس مذکر،نمرات روان رنجوری و نمره پرسشنامه سلامت چینی مشخص گردید.علاوه بر این، نوجوانان سال اولی که وعده صبحانه را حذف می‌کردند و کسانی که از حمایت اجتماعی ضعیف‌تری برخوردار بودند نیز احتمال بیشتری برای رفتارهای پرخطر داشتند.رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان سال اول دانشگاه تایوانی شایع بود(9/17%).عوامل خطر عبارت بودند از: جنس مذکر، حذف صبحانه،فقدان حمایت اجتماعی و ویژگی‌های شخصیتی روان نژند.

نتیجه گیری:

عوامل زمینه ساز اعتیاد

اعتیاد یک بیماری زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی است عوامل متعددی در اتیولوژی سوء مصرف و اعتیاد موثر هستند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می شوند. عوامل مخاطره آمیز مصرف مواد شامل عوامل فردی، عوامل بین فردی و محیطی و عوامل اجتماعی است.

1- عوامل مخاطره آمیز فردی

دوره نوجوانی: خاطره آمیز ترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد دوره نوجوانی است. نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و کسب هویت فردی و اجتماعی است. در این دوره، میل به استقلال و مخالفت با والدین به اوج می رسد و نوجوان برای اثبات بلوغ و فردیت خود ارزشهای خانواده را زیر سوال می برد و سعی در ایجاد و تحلیل ارزشهای جدید خود دارد. مجموعه این عوامل، علاوه بر حس کنجکاوی و نیاز به تحرك، تنوع و هیجان، فرد را مستعد مصرف مواد می نماید.

ژنتیک: شواهد مختلفی از استعداد ارثی اعتیاد به الکل و مواد وجود دارد. تاثیر مستقیم عوامل ژنتیکی عمدتاً از طریق اثرات فارماکوکینتیک و فارکودینامیک مواد در بدن می باشد که تعیین کننده تاثیر ماده بر فرد است. برخی از عوامل مخاطره آمیز دیگر نیز تحت نفوذ عوامل ژنتیکی هستند مانند برخی اختلالهای شخصیتی و روانی و عملکرد نامناسب تحصیلی ناشی از اختلالهای یادگیری.

صفات شخصیتی: عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند. از این میان، برخی از صفات بیشتر پیش بینی کننده احتمال اعتیاد هستند و به طور کلی فردی را تصویر می کنند که با ارزشها یا ساختارهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و مذهب پیوندی ندارد و یا از عهده انطباق، کنترل یا ابراز احساسهای دردناکی مثل احساس گناه، خشم و اضطراب بر نمی آید. این صفات عبارتند از: عدم پذیرش ارزشهای سنتی و رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نیاز شدید، احساس فقدان کنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، فقدان مهارت در برابر پیشنهادهای خلاف دیگران، فقدان مهارتهای اجتماعی و انطباقی. از آنجا که اولین مصرف مواد، معمولاً از محیطهای اجتماعی شروع می شود هر قدر فرد قدرت تصمیم گیری و مهارت ارتباطی بیشتری داشته باشد، بهتر می تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت کند.

اختلالهای روانی: در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتیاد اختلالهای دیگر روانپزشکی نیز وجود دارد. شایع ترین تشخیصها عبارتند از: افسردگی اساسی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، فوبی، دیس تایمی، اختلال وسواسی- جبری، اختلال پانیک، مانیا، اسکیزوفرنی.

نگرش مثبت به مواد: افرادی که نگرشها و باورهای مثبت و یا خنثی به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از کسانی است که نگرشهای منفی دارند. این نگرشهای مثبت معمولاً عبارتند از: کسب بزرگی و تشخص، رفع دردهای جسمی و خستگی، کسب آرامش روانی، توانایی مصرف مواد بدون ابتلا به اعتیاد.

موقعیتهای مخاطره آمیز فردی: بعضی از نوجوانان و جوانان در موقعیتها یا شرایطی قرار دارند که آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار می دهد. مهمترین این موقعیتها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران کودکی و نوجوانی، ترك تحصیل، بی سرپرستی یا بی خانمانی، فرار از خانه، معلولیت جسمی، ابتلا به بیماریها یا دردهای مزمن. حوادثی مانند از دست دادن نزدیکان یا بلایای طبیعی ناگهانی نیز ممکن است منجر به واکنشهای حاد روانی شوند. در این حالت فرد برای کاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده می کند.

تاثیر مواد بر فرد: این متغیر وقتی وارد عمل می شود که ماده حداقل یک بار مصرف شده باشد. چگونگی تاثیر یک ماده بر فرد، تابع خواص ذاتی ماده مصرفی و تعامل آن با فرد و موقعیت فرد مصرف کننده است. تاثیر مواد بر فرد مصرف کننده، به میزان قابل توجهی، به مشخصات او بستگی دارد. این مشخصات عبارتند از: شرایط جسمی فرد، انتظار فرد از مواد، تجربیات قبلی تاثیر مواد و مواد دیگری که هم زمان مصرف شده اند. مواد مختلف نیز تاثیرهای متفاوتی بر وضعیت فیزیولوژیک و روانی فرد دارند، مثلاً: هروئین و کوکائین سرخوشی شدید، الکل آرامش و نیکوتین مختصری هشیاری و آرامش ایجاد می کند.

2- عوامل مخاطره آمیز بین فردی و محیطی

عوامل مربوط به خانواده: خانواده اولین مکان رشد شخصیت، باورها و الگوهای رفتاری فرد است. خانواده علاوه بر اینکه، محل حفظ و رشد افراد و کمک به حل استرس و پاتولوژی است، منبعی برای تنش، شکل و اختلال نیز می باشد. نا آگاهی والدین، ارتباط ضعیف والدین و کودك، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج یا آشفته و از هم گسیخته، احتمال ارتکاب به انواع بزهکاریها مانند سوء مصرف مواد را افزایش می دهد. همچنین والدینی که مصرف کننده مواد هستند باعث می شوند فرزندان با الگوبدا رری از رفتار آنان مصرف مواد را یک رفتار بهنجار تلقی و رفتار مشابهی پیشه کنند.

تاثیر دوستان: تقریباً در 60 درصد موارد، اولین مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ می دهد. ارتباط و دوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعد کننده قوی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد است. مصرف کنندگان مواد، برای گرفتن تایید رفتار خود از دوستان، سعی می کنند آنان را وادار به همراهی با خود به خصوص، در شروع مصرف سیگار و حشیش بسیار موثر هستند. بعضی از دوستیها، « همسالان » نمایند. گروه صرفاً حول محور مصرف مواد شکل می گیرد. نوجوانان به تعلق به یک گروه نیازمندند و اغلب پیوستن به گروههایی که مواد مصرف می کنند، بسیار آسان است. هر چند پیوند فرد با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم کمتر باشد، احتمال پیوند او با این قبیل گروهها بیشتر می شود.

عوامل مربوط به مدرسه: از آنجا که مدرسه بعد از خانواده، مهم ترین نهاد آموزشی و تربیتی است، می تواند از راههایی زیر زمینه ساز مصرف مواد در نوجوانان باشد: بی توجهی به مصرف مواد و فقدان محدودیت یا مقررات جدی منع مصرف در مدرسه، استرسهای شدید تحصیلی و محیطی، فقدان حمایت معلمان و مسئولان از نیازهای عاطفی و روانی به خصوص به هنگام بروز مشکلات و طرد شدن از طرف آنان.

عوامل مربوط به محل سکونت: عوامل متعددی در محیط مسکونی می تواند موجب گرایش افراد به مصرف مواد شود: فقدان ارزشهای مذهبی و اخلاقی، شیوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل کاذب، آشفتگی و ضعف همبستگی بین افراد محل و حاشیه نشینی از جمله این عوامل هستند.

3-  عوامل مخاطره آمیز اجتماعی

از جمله عوامل مخاطره آمیز اجتماعی می توان به،1) فقدان قوانین و مقررات جدی ضد مواد مخدر 2) بازار مواد 3) مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی4) کمبود فعالیتهای جایگزین 5) کمبود امکانات حمایتی، مشاوره ای و درمانی 6) توسعه صنعتی 7) محرومیت اجتماعیاقتصادی نام برد)ستاد مبارزه با موادمخدر، (1389

3)  عوامل مؤثردرادامه مصرف :

وقتی فردی، مصرف مواد را امتحان کرد، اکنون گاهگاهی وبه طور نامنظم مصرف کننده مواد است. او به غلط معتقد است که اراده وی مانع از اعتیاد وی می شود او قبلا به علت عدم رشد شخصیت به این دام افتاده است و درنتیجه به انکار و دروغ گویی می پردازد. بعضی افراد و عوامل محیطی که فرد را احاطه کرده اند ممکن است با عدم واکنش یاحتی همراهی با او باعث شوند که رفتارهای مصرف مواد و اعتیاد وی بیشتر تقویت شود.(رفیعی فر و همکاران، 1389).

4) عوامل مؤثردرتداوم مصرف:

به تدریج،  فردبه مصرف مواد وابسته می گردد.عواطف، علایق،  تجارب ونگرش های فرد به علت مصرف مواد تغییر می کند. درارتباط خود با دیگران دچارمشکل می شود و نمی تواند علت این مشکلات ومشکلات دیگرایجاد شده،  علت مصرف مواد راببیند.کماکان اعتیاد خود را انکار می کند و حتی به صورت هذیانی (باور غیر ممکن) معتقد است که توانایی کنترل مصرف خود رادارد.به دنبال آن دوستان خود را از دست می دهد و با خانواده اش دچار مشکلات زیادی می گردد، درکار و تحصیل ناموفق و احساس تنهایی و انزوا کرده و فشار عاطفی شدیدی را تحمل می کند در یک چرخه معیوب مجدداً برای حفظ دوستان جدید دوستان مصرف کننده مواد و فرار ازمشکلات ایجاد شده بیشتر در دام اعتیاد گرفتار شده و اصرار به باقی ماندن در این حالت را دارد.

فرد در دام اعتیاد گرفتارشده وازخانواده ودوستان قدیمی طرد شده است. درکاروتحصیل ناموفق بوده وهزینه های زیادی رابرای مصرف مواد صرف می کند. مصرف مواد باعث ایجاد بیماری دروی می گردد وشاید نیاز به بستری شدن در بیمارستان نیز پیدا کند. به علت مشکلات ناشی از مصرف مواد و هزینه های آن، دچار مشکلات قانونی می گردد و حتی زندان نیز دور از انتظار نیست، پیامد نهایی گرفتاری درچنین مسیری می تواند حتی به مرگ نیز بیانجامد (اسعدی و اسعدی، 1389).

علل گرایش نوجوانان و جوانان به مصرف سیگار

مجموعه­ای از عوامل خطر ساز در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی ومحیطی قرار دارند که احتمال مصرف دخانیات در بین جوانان را افزایش می دهد..

دلایل فردی: اعتماد به نفس پایین، روحیه سرکشی، کاهش ارتباط با اطرافیان، اطلاعات ناکافی و نادرست آثار مصرف دخانیات، داشتن نـــگرش مثبت به دخانیات (به ویژه بین دختران)،  داشتن نـگرش مثبت واحساس بی تفاوتی نسبت به دخانیات( به ویژه در پسران) احساس بزرگتر نشان دادن خود، نداشتن توانایی مقابله با فشار دوستان .

گروه همسالان: داشتن دوستان و همکلاسی های سیــــگاری،  فرد را مستعد سیــگاری شدن می کند.

علل خانوادگی: سیگاری بودن والدین، کاهش ارتباط با والدین، فرق گذاشتن والدین بین فرزندان (به خصوص دختران) سخت گیری بیش از حد والدین (پسران).

مدرسه: غیبت غیر موجه،  کاهش نمرات تحصیلی و برخورد نامناسب اولیای مدارس نوجوانان و جوانان را در معرض مصرف دخانیت قرار می دهد.

محیطی و اجتماعی:در دسترس بودن سیگار،  تبلیغات شرکتهای دخانیات،  قیمت پایین فروش دخانیات به جوانان و نوجوانان،  تبلیغات و آگهی های بازرگانی و ...

بلوغ: بلوغ و نوجوانی، صفاتی در آنها ظاهر می نماید که بر تصمیم گیری های صحیح آنان در رابطه با مصرف دخانیات تأثیر منفی می گذارد از جمله : فرایند جدایی از والدین و کسب آزادی تأثیرپذیری از گروه همسال ، کسب مهارت های بزرگسالان و .....(رفیعی فر و همکاران،1389).

 

 

منابع

آرمون، بهرام (1392). بررسی فراوانی اختلال اعتياد به اينترنت در دانشجويان مقطع کارشناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390. مجله علوم پزشکی رازی، 20(106)، 40-47.

احمدی، خدابخش و خدادادی، جواد (1395). مقایسه رفتارهای پرخطر در نوجوانان خانواده­های نظامی و غیرنظامی. مجله طب نظامی، 5(2)، 142-135.

اصلانی، خالد؛ امان‌الهی، عباس؛ ولدمومن، پری و تقی‌پور، منوچهر (1393). بررسی رابطه ساده و تعدیل‌گر ناامیدی و عملکرد خانواده با افکار خودکشی‌گرا در بین دانش‌آموزان پایه اول دبیرستان‌های اهواز. فصلنامه فرهنگ مشاوره و روان‌درمانی، 5(20)، 79-59.

اسماعیل­زاده، هاجر؛ اسدی، مسعود؛ میری، میرنادر و کرامتکار، مریم (1393). بررسی شیوع رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان شهر قزوین در سال­های 1390 و 1391.  مجله تخصصی اپیدمیولوژی ایران، 10 (3)، 82-75.

باریکانی، آمنه (1387). رفتارهای پرخطر در نوجوانان مدارس راهنمایی و دبیرستان­های شهر تهران. مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، 14(2)، 198-192.

باقری، قادر؛ خرامین، شیرعلی و غفاریان، حمیدرضا (1389). شیوع استعمال سیگار و برخی عوامل مرتبط در استان کهکیلویه و بویر احمد. فصلنامه دنا، 3و 4، 71-63.

پيرزاده، آسيه. (1390). بررسی میزان رفتارهای پرخطر در نوجوانان دانشگاه پیام‌نور اصفهان واحد کهندژ. تحقیقات نظام سلامت، 7(5)، 580-587.

حسینی، سیدمهدی (1394). بررسی وضعیّت سالمت روان و ارتباط آن با رفتارهای پرخطر نوجوانان دانشگاه پیام نور واحد شهرستان چرام در سال3131. مجله دانشگاه علوم پزشکی سبزوار، 22(3)، 481-489.

حسینی‌بهشتیان، ‌سید‌محمد (1390). مقایسه وضعیت رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان دختر و پسر دانشگاه‌های دولتی شهر تهران. پژوهشنامه زنان، 4(2)، 23-42.

حسن­دوست، مریم (1392). شناسایی و الویت­بندی عوامل مؤثر در بروز رفتارهای پرخطر در دانش­آموزان پسر مقاطع متوسطه شهر خاش. پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه سیستان و بلوچستان.

حق­دوست، علی­اکبر؛ امامی، مژگان؛ اسماعیلی، مریم؛ صابری­نیا، امین؛ قادری، محسن­نژاد و مهرالحسنی، محمدحسین (1393). بررسی وضعیت و علل مصرف مشروبات الکلی: مطالعه موردی همه­گیری مسمومیت مصرف الکل در رفسنجان: سال 1392. مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، 13(10)، 1006-991.

حاتمی، حسین؛ خداکریم، سهیلا؛ اقبالی، سهیلا؛ رجب­پور، مجتبی (1395). اثرات درمان نگهدارنده متادون و بویژه نورفین بر عملکردهای اجرایی معتادان تحت درمان. مجله کومش، 17(3)، 651-641.

جهانگیر، امیرحسین؛ مسجدی، عباس؛ مجتهدی، سیدحسن؛ نیکدل، نوشین؛ ایمانی، سعید و حبیبی، مجتبی (1395). مقایسه اثربخشی مبتنی بر ذهن­آگاهی با درمان نگهدارنده بر کاهش رفتارهای مخاطره­آمیز و خشم­های انفجاری در سوء مصرف­کنندگان مواد افیونی. مجله اصول بهداشت روانی، 18، 490-483.

خدایاری­فرد، محمد (1390). مسائل نوجوانان و جوانان. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.

دوستی ایرانی، امین، باقری امیری، فهیمه، خواجه کاظمی، راضیه و مصطفوی، احسان (1396). . بررسی شیوع رفتارهای پرخطر در نوجوانان و دانش‌آموختگان گروه‌های اپیدمیولوژی، علوم بالینی و علوم پایه در ایران: مطالعه مقطعی. مجله اپیدمیولوژی ایران، 13(1)، 14-21.

ذوالعدل، محمد (1392). شيوع اعتياد به اينترنت در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در سال 1392. هفتمين کنگره كشوري اپیدمیولوژی اجتماعی، اردیبهشت سال 1392.

سلیمانی، ربابه؛ مرادخانی، الهه و فرهی، حسن (1395). تأثیر آموزش بر هوش هیجانی و کیفیت زندگی افراد تحت درمان نگهدانده با متادون. مجله دانشگاه علوم پزشکی گیلان، 26(101)، 82-74.

عبيدي زادگان افسانه، مرادي عليرضا، و فرنام رابرت. (1387). بررسي كاركردهاي اجرايي در بيماران تحت درمان با متادون. تازه­هاي علوم شناختي، 10(3)، 81-75.

محمدی، لیلا؛ صالح­زاده، مریم و نصیریان، منصوره (1394). اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان در مردان تحت درمان متادون. مجله دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، 33(9)، 861-853.

مشهدی‌علیزاده، ‌زیبا و گل‌محمد‌نژاد‌بهرامی، ‌غلامرضا (1396). رابطه ویژگی های شخصیتی و هوش اجتماعی با میزان رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان دانشگاه آزاد تبریز. مطالعات روانشناسی و علوم تربیتی، 10(3)، 49-62.

مقصودی، ‌سوده و تندولی، ‌سمیرا (1394). اعتیاد اینترنتی و عوامل مؤثر بر آن در بین دانش‌آموزان دختر دبیرستان‌های شهر کرمان. راهبرد اجتماعی فرهنگی، 14(4)، 185-212.

نوری، رضا و صادقیان، نعیمه (1396). رفتارهای پرخطر و ارتباط آن با اضطراب، استرس، افسردگی و بی خوابی در نوجوانان پرستاری و مامایی. پژوهش های سلامت محور، 3(1)، ۵۱-۵۷. 

نجاتی، وحید (1394). اثر درمان نگهدانده متادون بر کارکردهای اجرایی مصرف­کنندگان مواد مخدر. فصلنامه اعتیادپژوهی سوء  مصرف مواد، 9(33)، 30-19.

لاله، محمود (1379).  اعتیاد: بیماري فردي فاجعه اجتماعی. تهران: تیمورزاده.

Berner N. D. & Collins J. L. (2004). Reliability of the youth risk behavior survey questionnaire. American Journal of Epidemiology, 14: 575-80.

Chavarria, J.; Allan, N.P.; Moltisanti, A.; & Taylor, J. (2015). The effects of Present Hedonistic Time Perspective and Past Negative Time Perspective on substance use consequences. Drug and Alcohol Dependence, 152, 39–46.

Coderre, E., Conklin, K., & Heuven, W.J.B. (2011). Electrophysiological measures of conflict detection and resolution in the Stroop task. Brain Research, 1413, 51-59

Feldhaus, M., & Heintz-Martin, V. (2015). Long-term effects of parental separation: Impacts of parental separation during childhood on the timing and the risk of cohabitation, marriage, and divorce in adulthood. Advances in Life Course Research, 26, 22-31.

Goodyer, I. M., Croudace, T., Dunn, V., Herbert, J., & Jones, P. B. (2010). Cohort profile: risk patterns and processes for psychopathology emerging during adolescence: the ROOTS project. International journal of epidemiology, 39(2), 361-369.

Henson, J.M.; Carey, M.P. (2006). Associations among health behaviors and time perspective in young adults: model testing with boot-strapping replication. Journal of Behavior Medicine, 29, 127–37.

 

 

[1] Youth Risk Behavior Surveillance System (YRBSS)

[2] Robinson

[3] Walsh

[4] Lowinson

[5] Gotlib

[6] Seeley

[7] Quirk

[8] Mc kee

[9] Hinson & Wall

[10] Young Diagnostic Questionnaire

[11] Internet Addiction Test

[12]- Symptom Checklist-90-Revision: )S-CL-90-R(

[13]-Global Severity Index

[14] -Positive Symptom Distress Index

[15] -Positive Symptom Test

[16] - Ghamari et al

[17] - Tsai et al

[18]-  Cheng Kung